تفاوت بین گناه و شرم

ژان پل سارتر، فیلسوف مشهور، شرم را به‌درستی «خونریزی روح» توصیف می‌کند، یعنی تجربه‌ای دردناک، غیرمنتظره و گیج‌کننده. شرم اغلب با حادثه‌ای تلخ مرتبط است—گناهی که به ما تحمیل شده است، نه گناهی که ما مرتکب شده‌ایم. شرم قدرت آن را دارد که نفس ما را برباید و ما را در محکومیت، طردشدگی و نفرت خفه کند.

در مقابل، احساس گناه ناشی از گناهانی است که واقعاً مرتکب شده‌ایم. این احساس بر یک واقعیت انکارناپذیر در مورد وضعیت بشر استوار است: خدا ما را آفریده و از ما خواسته است که کامل باشیم (لاویان ۱۹: ۲؛ متی ۵: ۴۸)، اما به دلیل گناه نخستین، همه ما فرمان‌های او را شکسته‌ایم. ازاین‌رو، ما به دلیل اعمال خود مقصر هستیم.

شرم تجربه‌ای دردناک و گیج‌کننده است—نوعی فروپاشی ذهنی و عاطفی که ما را به کمبودها و ناتوانی‌های خود آگاه می‌کند و معمولاً با احساس شکست همراه است. این احساس می‌تواند هم‌زمان فرد را از درون نابود کند و او را در خود فرو برد: ‘رسوایی من همۀ روز در برابر من است، روی من از شرم پوشیده شده، ‘مزمور 44: 15

احساس گناه به این دلیل به وجود می‌آید که ما گناهکارانی هستیم که نمی‌توانیم بدهی اخلاقی ناشی از سرپیچی خود از فرامین الهی را بپردازیم—چه در فکر، چه در گفتار و چه در عمل. به همین دلیل، بیشتر انسان‌ها در جست‌وجوی فیض برمی‌آیند. اما به سبب گناه دیگران، بسیاری با زخم شرم، احساس انزوا و حس بی‌ارزشی مواجه می‌شوند.

چون این دو احساس (گناه و شرم) اغلب به هم پیوند خورده‌اند، جدا کردن آن‌ها دشوار است. تفاوت اصلی میان آن‌ها در این است که گناه یک حکم قضایی است که از انجام رفتاری نادرست ناشی می‌شود، اما شرم یک احساس درونی از بی‌ارزشی است که اغلب ریشه در زخم‌های گذشته دارد. یکی واقعیت است، و دیگری دروغی است که خود را در لباس حقیقت پنهان کرده است. اما هر دو، پاسخ و راه‌حل خود را در مسیح می‌یابند.

احساس گناه به این دلیل به سراغ ما می‌آید که ما از فرمان‌های نیک و حکیمانه خدا سرپیچی کرده‌ایم و به همین دلیل، شایسته‌ی طرد شدن از سوی خدا هستیم. اما خدا خشم خود را از ما بازگرداند و آن را متوجه مسیح بر صلیب کرد. در قیام او، خدا چشمان ما را از گناهانمان برگرداند و آن‌ها را به مسیح دوخت. این بدان معناست که انجیل فقط یک پیام منفی نیست—دیگر گناهی نیست، محکومیتی نیست، خشمی نیست—بلکه پیامدهای مثبت نیز دارد: در مسیح، ما محبوب، پذیرفته‌شده و بی‌گناه هستیم.

کتاب مقدس از واژه‌های احساسی و عمیقی برای توصیف شرم استفاده می‌کند: ننگ، بی‌حرمتی، خوارشدگی و رسوایی. همچنین، سه تصویر اصلی از شرم در کتاب مقدس دیده می‌شود: عریانی، ناپاکی یا آلودگی، و طردشدگی. در آن تبادل عظیم، مسیح عریانی و ناپاکی ما را بر خود گرفت، همان‌طور که طرد شد و چون رانده‌شدگان، بر صلیب کشیده شد. در مقابل، ما در پارسایی او پوشانده شدیم، از تمامی گناهان تطهیر گشتیم و به خانواده‌ی خدا پذیرفته شدیم.

ما می‌توانیم در رابطه با خدا، اطمینان و اعتماد داشته باشیم. زیربنای این وعده‌های انجیل—ضمانت و تضمین آن‌ها—این است که پسر خدا تمامی مجازات، گناه، محکومیت، سرزنش، تقصیر، فساد، شرم، عریانی، ناپاکی و طردشدگی ما را در بدن خود حمل کرد تا تمام برکات قربانی و قیام او را به رایگان دریافت کنیم.