شما، پشت چه چیزی پنهان شدهاید؟
- «چه کسی در را باز گذاشته؟» متأسفم، من بودم».
- «آیا میدانید سرعت شما چقدر بود؟» بله، افسر، میدانم».
- «باز هم رمز کارت را فراموش کردی؟» بله، این بار هم فراموش کردم».
- «باید اعتراف کنم که حقیقت را کامل نگفتم».
شاید این یک کلیگویی باشد، یا شاید فقط مشکل من است، اما اعتراف به گناه برایم بسیار آسانتر از مواجهه و غلبه بر شرم است.
سرزنشکردن دیگران ما را وسوسه میکند. انکار تقصیر ما را به سمت خود میکشد. اما وقتی دستانت به گناه آلوده است، انکار، فقط واقعیت را به تعویق میاندازد. بهتر است حقیقت را بپذیری و با آن روبهرو شوی.
برای من، گناه بسیار آسانتر از شرم است، زیرا ماهیتی معاملهوار دارد. گناه میکنی؛ اعتراف میکنی؛ تاوانش را میدهی و تمام. اما شرم متفاوت است. شرم، احساس دردناک تحقیر و پریشانی ناشی از انتخابهای نادرست، اشتباه یا گناهآلود است که اغلب مدتها پس از پایان گناه باقی میماند.
دلایل شرم
کتاب پیدایش ۲:۲۵ بینش مهمی درباره شرم به ما میدهد:
«و آدم و زنش هر دو برهنه بودند، اما از یکدیگر شرم نداشتند».
در این آیه کوتاه، سه حقیقت مهم درباره شرم پنهان شده است:
- شرم، نتیجه سقوط انسان در گناه است. ما به دلیل گناه، شرم را تجربه میکنیم. شرم، یک حالت پس از سقوط است که هر انسان، به نوعی با آن دستوپنجه نرم میکند.
- ما از این میترسیم که ضعفها، کاستیها و ناتوانیهایمان آشکار شوند. همه ما اشتباه میکنیم. همه ما گناه میکنیم. همه ما با مشکلاتی مواجهایم. اذعان به این حقیقت کلی یک چیز است، اما پذیرش و اعتراف به شکستها و ضعفهای شخصی، چیز دیگری است.
- شرم، راهی برای محافظت از خود در برابر جهانی است که قابل اعتماد نیست. از یکسو، میترسیم که کاستیهای ما برملا شوند. از سوی دیگر، ما نیز دیگران را بهخاطر خطاهایشان قضاوت کرده، تحقیر و سرزنش میکنیم.
شرم، ما را در پنهانکاری نگه میدارد. اما خدا ما را دعوت میکند که از تاریکی به نور بیاییم.
پیش از شرم
پیش از گناه، مرد و همسرش برهنه بودند و میتوانستند یکدیگر را با محبت و فیض الهی ببینند، درحالیکه همزمان، حقیقتاً در مقابل یکدیگر آشکار بودند. چیزی برای پنهانکردن وجود نداشت و قضاوتی در کار نبود.
در باغ عدن، آدم پشت دستاوردهای شغلی، هویتهای سطحی، مردانگی افراطی یا نقابهای پنهانکننده ناامنیهای درونی مخفی نمیشد—نیازی به این کار نداشت. او خودش بود، و همان کافی بود.
او به حوا به چشم یک شیء برای تسلط یا تصاحب نگاه نمیکرد. بلکه او را آنگونه که بود، میدید.
فراتر از شرم
غلبه بر شرم، کار دشوار و درونی است، زیرا ما را مجبور میکند با حقیقت خودمان روبهرو شویم. این کار از ما میخواهد که صادقانه به گناهان خود اعتراف کنیم و با ترس از فاششدن ضعفهایمان مواجه شویم.
مواجهه با شرم یعنی اعتراف کنیم که همهچیز را تحت کنترل نداریم. یعنی بپذیریم که ضعیف، نیازمند و شکستهایم، و در این شکستگی، تصویر خدا در دیگران را خدشهدار میکنیم.
شما، پشت چه چیزی پنهان شدهاید؟
آیا حاضر هستید خودِ واقعیتان را ببینید و اجازه دهید که دیگران نیز شما را ببینند؟
گام نخست برای رهایی از شرم
بهعنوان نخستین قدم، هر روز چند دقیقه در حضور خدا بنشینید و این سؤالات را با او در میان بگذارید:
- ای خداوند، لطفاً آن بخشهایی از شرم را که مانع میشود آنگونه که تو مرا خواندهای زندگی کنم، به من نشان بده.
- ای خداوند، لطفاً به من نشان بده که چگونه و کجا، با نگاه و رفتار خود، باعث شرم در دیگران میشوم.
خدا شما را فرامیخواند تا از تاریکی شرم، به نور آزادی قدم بگذارید.
